گاهی اوقات قطار اشتباهی شما را به مقصد درست می‌رساند!

16

ابراز احساسات از طریق نامه، همراه با یک دست غذای خوش‌طعم سنّتی هر کسی را می‌تواند جذب خود کند. فیلم «ظرف غذا» با این ایده شروع می‌شود و در مسیر بیان داستانی عاشقانه بیننده را متوجه مضمون اصلی خود می‌کند. این فیلم که در ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۳ در هند به نمایش درآمد، نظر جشنواره‌های بین‌المللی از جمله جشنواره‌ی کن را در حد مطلوبی به خود جلب کرد. مردم هند با استقبال کم‌نظیر از فیلم و رقم زدن موفّقیت آن در گیشه (۱۷ میلیون دلار فروش در برابر ۱‌میلیون دلار هزینه ساخت) ثابت کردند که فیلم‌های عمیقی را که نگاهی صمیمی به قشر متوسط و ضعیف دارند، به گرمی می‌پذیرند.

اسم عرفان خان به تنهایی به عنوان بازیگر اصلی می‌تواند سطح استقبال از فیلم را تعیین کند؛ اما همراه شدن عرفان خان با نوازالدین صدیقی بازیگر خوش‌نام هندی و حضور آنوراگ کاشیاپ که از جمله کارگردانان خوب سینمای هند است در میان تهیه‌کنندگان فیلم، توجه هر علاقه‌مند سینمای هند را جلب می‌کند. جایزه‌ی بهترین فیلمنامه در جشنواره فیلم‌های آسیایی و بهترین فیلم در بخش منتقدان جشنواره فیلم فیر (معتبرترین جشنواره فیلم هند) از سری جوایز فیلم ظرف غذا است که همراه با کسب امتیاز ۷.۸ از کاربران سایت آی‌ام‌دی‌بی و امتیاز ۹۶ از راتن تومیتوز و ۷۶ از متاکریتیک برای اوّلین فیلم بلند یک کارگردان جوان، موفقیت چشمگیری به حساب می‌آید.

در یکی از روزهای عادی شهر شلوغ بمبئی، زنی خانه دار به اسم ایلا متوجه می‌شود ظرف غذایی که هر روز برای ناهار شوهرش می‌فرستد اشتباهی به کسی دیگر و ظرف غذای آن فرد به دست شوهرش می‌رسد. ایلا با کاغذی که فردای آن روز در ظرف غذا می‌گذارد، ساجن فرناندز را که کارمند ساده‌ی دولت با ۳۵ سال سابقه است از اشتباه رخ‌داده مطّلع می‌کند. اما ساجن با عکس‌العملی پیش‌بینی‌ناپذیر و بی‌تفاوت نسبت به این اشتباه با ادامه‌ی نامه‌نگاری با ایلا، درام داستان را شکل می‌دهد.

شاید در همان نماهای اوّل منتظر فیلمی در ژانر مستند اجتماعی باشید که روایتی آمیخته با دردهای جامعه را در ذهن مخاطب نقش می‌کند، امّا کم‌کم متوجه می‌شوید که کارگردان/ فیلمنامه نویس چگونه شما را وارد دنیای شخصیت‌ها می‌کند و حتّی تنها با صدایی از همسایه‌ی طبقه بالای خانه‌ی ایلا، تخیّل بیننده را برای خلق شخصیتش به کار می‌گیرد. در پس نماهای روزمره و عادی از شهر، فلسفه و مفاهیم اصلی ارزش زندگی بشر از طریق نامه‌ها به مخاطب منتقل می‌شود. هم‌گونی حیرت‌انگیز خرده‌داستان‌ها و ارتباط زنجیروار و متناوب آنها با خط اصلی داستان و لحن گاه جدی و گاه کمدی شخصیت‌ها، فیلم را در ذهن مخاطب جاودانه می‌سازد. نماهای متعدد از افراد در مکان‌های مختلف با میزانسنی یکسان در کنار کلوزآپ‌هایی از مردم واقعی با دهان‌هایی که به گفته‌ی خود هندی‌ها انگار که آنها را حنا گرفته‌ای، همه و همه بازنمود امر روزمرّه‌ است که در دنیای امروز جهانی شده است. استفاده‌ی هوشمندانه از آهنگ‌های محبوب و قدیمی بالیوودی در بطن فیلم، آن را شیرین‌تر می‌کند و اغلب مضمون آهنگ‌ها هم به خدمت داستان و موقعیتی که شخصیت ها درگیر آن هستند،  در می‌آید.

ریتش باترا به عنوان کارگردانی باهوش، بهترین بازیگران سینمای هنری هند را برای فیلم خود برگزیده و آنها نیز با نگاه موشکافانه به زندگی مردم عادی هند، تجسّمی باورپذیر از شخصیت‌ها را به نمایش گذاشته‌اند، به گونه‌ای که بدون داشتن حتّی یک صحنه‌ی دونفره هم یکی از بهترین داستان‌های عاشقانه را ساخته‌اند. ظرف غذا یک ستایش تمام‌عیار از زندگی است و دو وجه و تعریف از زندگی را به ما ارائه می‌دهد. همچنان که روزمرگی را به نمایش می‌گذارد، تمیز دادن صحنه‌هایی با رنگ واقعی زندگی را به عهده ما می‌گذارد. مصداق بارزش را می‌توان در نماهایی از کسانی که مسئول باربری غذا هستند، دید که همچون هم‌سُرایان، نور کم‌رنگی از زندگی را به فیلم اضافه می‌کنند. با وجود اینکه فیلم، زندگی در چارچوب‌های اجباری امروزی را به عنوان حقیقتی اجباری و انکارناشدنی می‌پذیرد، اما قدرت اختیار شخصیت‌هایش با فرارهای گاه و بیگاه از این دور سیزیف‌گونه جامعه را در بخش‌هایی از داستان به روشنی مطرح می‌کند. با امتناع از همذات‌پنداری اغراق‌شده، ظرف غذا مخاطب را با مواجهه‌ای خودآگاهانه به فکر وا می‌دارد تا اینکه بخواهد از طریق تحریک صرف احساسات، او را به همراهی با شخصیت‌ها وادار کند. این امر را می‌توان در سؤال‌هایی که شخصیت‌ها در برخی سکانس‌ها از یکدیگر می‌پرسند دید؛ به طوری که شاید آن سکانس تمام شود، اما بیننده به سختی خود را از تأمّل درباره‌ی آنها جدا می‌کند و به ادامه‌ی داستان می‌پردازد. در نهایت فیلم با تاکید بر تسلسل روابط شخصیت‌ها و سعی در درک یکدیگر برای درک بهتر از خودشان، نقشه‌ی راه نجات جامعه انسانی را با هم بودن می‌داند.

 

منتشر شده در سایت ایرنا در تاریخ 6 اردیبهشت ۱۳۹۹

نویسنده: فاطمه رضایی

گاهی اوقات قطار اشتباهی شما را به مقصد درست می‌رساند! – ایرنا (irna.ir)

Leave a comment